پارت ششم رمان عشق خونی :: دنیای انیمه ای من

دنیای انیمه ای من

یه جا فقط و فقط انیمه هر نوعی

دنیای انیمه ای من

یه جا فقط و فقط انیمه هر نوعی

دنیای انیمه ای من
نویسندگان

پارت ششم رمان عشق خونی

پنجشنبه, ۱۳ آبان ۱۳۹۵، ۰۴:۳۰ ب.ظ


💘عشق خونی💙

-ریومااااااا!!!!!!!!!!!!!!!!

ریوما-آزونا حالت خوبه کسی اذیتت نکرد خونتو نخورد روحتو چی بهت یه مهری نشون نداد هیپنوتیزت نکرد نزدت؟...🙉

سوبارو-عاغا یهو بگو نخوردنت.🍝

-حق با سوبارو خره‌س درسته سه تاشون خون آشامن یکیشون منگله دو تا شونم عجیبن ولی فقط تاجایی که یادمه من توپ فوتبال روکله ی این خر قرمزه پرت کردم.😹

مو زرده-والبته داداش کوچیکه من بهش گفت هندوانه

ریوما-آیاتو؟😐

مو کرمیه- نه بابا سوبارو رو میگه.به جان مادرت من کاری با آبجیت نداشتم.😞

ریوما-سوبارووووووووو😡😡

حالا سوبارو‌ بدو ریوما بدو که یکدفعه ای دور ایزومی و سوبارو و ریوما آتیش گرفت.😨

ایزومی-جای اینکه تام و جری بشین برو همه چیو به اون توضیح بده.👈

-هووی عاغاعه اونو به آشغال میگن نه آدم.😡

یکدفعه ایزومی٬ریوما٬سوبارو٬آیاتو٬لایتو همزمان گفتن:ولی تو که آدم نیستی فرشته ای.

-نظر لطفتونه.😳 

سوبارو:بابا جوگیر تو یه فرشته ای ما ازت تعریف نکردیم.😒 

-فک کنم توپه رو مغزت اثر بدی گذاشته باید بری دامپزشکی.💉

ایزومی(با خنده):آزونا جون این که حیوون نیس بره دامپزشکی  باید بره دامپزشکی خون آشاما.🍷

ریوما:ایزومی👨

ایزومی:جان😘

ریوما:آزونا چی؟؟؟؟🙅

ایزومی:کوریچی😓

حالا ایزومی بدو ریوما بدو.🏃

موکرمیه:فک کنم تام و جریو خیلی دوس دارن.🐀

سوبارو:آیاتو کار خودته😎

یکدفعه آیاتو داد زد و گفت:ریوما آبجیت هنوز فک میکنه آدمه ها.👤

با کیف پولی که کنارم بود محکم زدم تو سرش👛

آیاتو:آخ چته؟🙎

-تو فک کردی من حیونم؟😤

لایتو:نه فک می کنیم که نه مطمئنیم تو فرشته ای.😇

-وایی چقد شما منو دوس دارین.😆

همون موقع ایزومی با ریوما دست از تام و جری بازیشون برداشتن.🐈

بعد ریوما اومد جلو و گفت:آزونا میخوام باهات جدی صحبت کنم.😮

-خب بگو.😃

ریوما-امممم خب تو آدم نیستی.😓

-ینی میخوای بگی من حیوونم؟😈

ریوما:نه نه تو یه دورگه ای.😧

-ها؟😮

ریوما-اممم تو دورگه انسان و فرشته ای چون مامانت فرشته بود و بابات هم انسان.😰

-راس میگی؟😮

ریوما-آره.😥

-پس ینی تو هم....😜

ایزومی:مگه فک میکنی ریوما داداشته؟😒

-پ‌ن فک میکنم خواهرمه.😛

ریوما-آزونا من برادر تو نیستم من پسر داییتم.😫

-ها؟😮

ریوما:مادرو پدرت تو بچگیت کشته شدن.😧

-خب پس ینی من تنها فرشته اینجام؟😨

سوبارو-نه تنها دورگه اینجایی برا همین ما به خون تو برای درست کردن حکومت جدیدی نیاز داریم.🍷

  • rania Lee

نظرات (۱)

عالیه مردم شماهاکه سرتون داخل اینترنت هست یکم بیاید داخل رمان عشق خونی بخدا حال میکنین خیلی خوبه ممنونم ازت که گزاشتی راستی سریع جدیدم بزارین ممنون اگر سریع جدید بزارین لایکتون میکنم حمایتم میکنم
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی